2musicweb - 2musicweb

شعر - افسونگر شرقی
سفارش تبلیغ
صبا

افسونگر شرقی
قالب وبلاگ

کد آهنگ


کد موزیک زمستانه
لینک دوستان

سلام دوستان

مطلب اینبارم به مناسبت گرامیداشت روز معلمه

پس این پستمو تقدیم می کنم به همه ی معلمهای عزیز و خیلی خاص به معلم خوبم سرکار خانم داوطلب

این گل رو تقدیم می کنم به همه ی معلمهای عزیز

 

                                                                                                   این از اس ام اس...

ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ، ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

روزت مبارک

&&&&&

معلم هدفت عشق است و ایثار

هزاران خفته از عشق تو بیدار

روزت مبارک

&&&&&

معلمی شغل نیست . عشق است . ذوق است .ایثار و فداکاریست . اگر به عنوان شغل به آن می نگری رهایش ساز و اگر عشق توست ، بر تو مبارک باد .

استاد شهید ، مرتضی مطهری

&&&&&

اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .

معلم شهید ، دکتر شریعتی

&&&&&

دیروز میگفتم :

مشقهایم را خط بزن … مرا مزن

روی تخته خط بکش … گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر

اما کنون ..

مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر
مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان

&&&&&

تو ستاره پردازی ستاره هارا نقش میبندی جلا میدهی
و در آسمان زندگی رها میکنی
و من ستاره ی کم سوی دست نشانده ی تو ام ای معلم
مرا روشن ترین ستاره ی عالم کن

&&&&&

روزهای اول تحصیل درمکتب عشق مدام با خودم مرور میکردم
عشق یعنی حاصل جمع دل عاشق ومعشوق.
عشق یعنی ضرب در ضربان یار
.
کاش ازعشقم درپرانتزنگهداری میکردم

افسوس که دیر شده ودرعاشقی مشروط شدم

روزت مبارک

اینم شعر...

آنکه نقاش است و نقشی ساخته

با قلـــــــم طرح نویی انداخته

در مسیر واژه های دوستــــــــی

سطر سطــری زآشنایی داشته

آنکه چون اسطوره های پارســی

عین ولامی را به میم افراشته

هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان

پوششی بر جـــــهل جاهل بافته

آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا

از یرای درس خـــــــــود آراسته

چشمه های معرفت جوشــــد ز او
دانشی از حد فزون انبـــــــاشته

لحظه هایش پر شده از خـاطرات

خاطراتی که زدل جان باخـــته

هرچه از عطرش ببویم کم بود

او گلستان ها ز گل ها کاشته

آنکه معمار است و الگوی همه

لاله ای بر قلب خود بگذاشته

با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد

چون جلوداران به کفران تاخته

آن معلّم آن مرّبی آن که او

از فنونش عالمی پرداختــــــــه

او عزیز است و مقامش پاس دار

چونکه یزدان نام او بنگاشته

عارف آن باشد که چون قطعه زمین
هرکسی او را لگد انداخته

یعنی از زهد و کلام و علم او

ذره ای از دانشش برداشته

شعر خانم امامی به مناسبت روز معلم

اسم من گم شده است.

توی دفترچه ی پر حجم زمان

دیرگاهی است

فراموش شدم.

اسم من گم شده است

لا به لای ورق کهنه ی آن لایحه ها

زیر آن بند غریب

پشت انبوهی از آن شرط و شروط

لای آن تبصره ها

اسم من گم شده است

در تریبون معلق شده سخت سکوت

حق من گم شده است.

زنگ انشاء

کسی انگار نمی خواست معلم بشود

شان من گم شده است

شان من نیست بنالم

شان من نیست بگویم

زتهی ، ز نبود

یا از این زخم کبود

لیک

رنگ رخساره گواهی دهد از سر درون

از همه رنج فزون.

اسم من گم شده است

نردبانی شده ام

صاف به دیوار ترقی

تا که این نسل و ان نسل

پای بر پله ی من

سوی فردا بروند

و غریبانه فراموش شوم

اسم من گم شده است

بای بای


[ دوشنبه 89/2/13 ] [ 2:34 عصر ] [ شبانه ] [ نظرات () ]

...

*************************************

ای ماه تماشایی...

مهمان نگاهم شو در یک شب رویایی

بگشای به روی من یک بنجره زیبایی

فانوس نگاهم را آویخته ام بر در

من منتظرم زیرا گفتند تو می آیی

بر تاب تر از موجم برخواب تر از دریا

من مانده ام و یادت با یک شب یلدایی

تا عابر چشمانت ره گم نکند در راه

بر کوچه بتابان نور ای ماه تماشایی

از بهنه چشمانت موج آمد و دل را برد

آری شده ام اینک دریایی دریایی

************************************

 

 

 

 

 

 


[ شنبه 88/3/23 ] [ 5:53 عصر ] [ شبانه ] [ نظرات () ]

...

*************************************

چیست مادر...؟

چیست مادر؟ نقشه ی ایجاد ما

چیست مادر؟ بانی و بنیاد ما

رمز عشقه جاودانی مادر است...

کیمیای زندگانی مادر است...

آن شنیدستی که گفت آن حق سرشت...؟

زیر پای مادران باشد بهشت

*************************************


[ شنبه 88/3/23 ] [ 5:52 عصر ] [ شبانه ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل من تنها بود دل من هرزه نبود دل من عادت داشت که بماند یک جا به کجا؟ معلوم است به در خانه ی تو دل من عادت داشت که بماند آن جا پشت یک پرده تور که تو هر روز آن را به کناری بزنی دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز از آن می گذری دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن می نگری دل من را دیدی؟ ساکن کفش تو بود...
موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 18
بازدید دیروز: 22
کل بازدیدها: 225378