2musicweb - 2musicweb

معشوقه - افسونگر شرقی
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

افسونگر شرقی
قالب وبلاگ

کد آهنگ


کد موزیک زمستانه
لینک دوستان

دادگاه عشق

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

تازه ترین زخم دلم قصه ی رفتن توء

این روزها هر جا که میرم حرف شکستنه توء

مثل یه آینه سوت و کور شکستی و رها شدم

تبر شدم شکستمت اگر چه بی خدا شدم

سخته.خیلی سخته بگم باهات چیکار کردم.سخته بگم چه جوری با قلب مهربونت بازی کردم.چه جوری عشقت رو به بازی گرفتم.وقتی حرفات یادم میاد از خودم خجالت می کشم.دیگه از آینه هام بدم میاد.چطور بتونم به چشای کسی زل بزنم که عشق براش بازی بچگونه بود.اگه یه بار دیگه مال من می شدی...

 .بهونه های بچگونم تو رو خیلی زود ازم گرفت.وعده های الکیم تو رو ازم دور کرد.خیلی دور...

نمی دونم باورم می کردی یا از گناهم گذشت.به هر حال دیگه ندارمت.مال من نیستی و فقط از اون روزای قشنگ با تو بودن خاطره ها موندن و بس.دیگه دیره واسه ی با تو بودن.با تو موندن.از تو خوندن.از تو گفتن.با تو گفتن.بی تو مردن.

دیگه دیره واسه ی گفتن دوست دارم.نمی دونم چرا دارم این حرفها رو می زنم شاید یه اعترافه واسه ی خالی شدن.از وقتی رفتی دیگه هیچکی پیدا نشد که قلبم رو آروم کنه.هیچکی پیدا نشد نازمو بکشه.هیچکی پیدا نشد واسه ی یه لحظه بهونه هامو تحمل کنه.حالا همیشه یاده این بیت شعری که می خوندی هستم.شده همه ی زندگیم.تنها چیزی که از تو برام مونده:

موندن و سوختن و ساختن همه یادگاره عشقه

انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشقه

شاید هیچ وقت این اعترافم رو نخونی اما...

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

ای مهربانم...

به قطرات اشکم نگاه کن ای ماه که از حد فزون است.لحظه های بی تو بودنم را که از شمار خروج دارد ای ماه.عشق تو همچون نسیمی پر طراوت، پر امید و نشاط بخش به صحرای وجودم می وزد و با وزش مرحم درد و روح حیات می دهد به من.ای یگانه محبوبم از در لطف نکاهی به من کن.معشوقا ،محبوبا ، مقصودا.خدایا او را که برایم دلیل است بی دلیل دوست دارم.قلبش را به قلبم نزدیک کن تا تپش نا منظمش را احساس کند. تا درک کند مرا و عشق مرا. تا بداند دوستش دارم به اندازه تمام کسانی که بودند ، رفتند ، می آیند و می روند.

بداند فاصله ها چون صحرای بی آب و علفی است ومن ره شکن آن. اگر به سویم نیاید من چون اسیری در پرانتز لبهای خشکیده این فاصله ها خواهم مرد.

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 


[ شنبه 88/3/2 ] [ 3:35 عصر ] [ شبانه ] [ نظرات () ]
          

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

دل من تنها بود دل من هرزه نبود دل من عادت داشت که بماند یک جا به کجا؟ معلوم است به در خانه ی تو دل من عادت داشت که بماند آن جا پشت یک پرده تور که تو هر روز آن را به کناری بزنی دل من ساکن دیوار و دری که تو هر روز از آن می گذری دل من ساکن دستان تو بود دل من گوشه یک باغچه بود که تو هر روز به آن می نگری دل من را دیدی؟ ساکن کفش تو بود...
موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 111
کل بازدیدها: 222760